جنگ یمن به مثابه جنگ سلطه : دعوای شیعه- سنی و توسعه طلبی ایران دروغی بیش نیست

نویسنده : رامین حسنی

اینجانب به عنوان کارشناس امور منطقه خاورمیانه ، با مشاهده برخی گزارش ها در مطبوعات منطقه در خصوص تحولات یمن ، حمله ائتلاف سعودی به بهانه نفوذ ایران و براه افتادن جو ایران هراسی لازم دیدم مواردی را در خصوص ماهیت تحولات جاری یمن متذکر شوم:

1.     بر خلاف تبلیغات بین المللی و منطقه ای ، دست اندازی عربستان در یمن امر تازه ای نیست عربستان همواره خواستار همسایگان ضعیف بوده و با این هدف در امور آنها دخالت کرده است. ریاض حتی تاکنون از تحدید حدود مرزی با یمن خودداری نموده است. فقط کافی است نیم نگاهی به تاریخ ارتباط عربستان با یمن و جنگ‌های عربستان و یمن انداخته و موضوع سه استان یمن یعنی عسیر، نجران و نجیزان را به خاطر بیاوریم که پس از سقوط امپراتوری عثمانی و در سال 1926 توسط عربستان اشغال شدند . درآن زمان حسن ادریسی، حاکم یمن، مجبور شد معاهده‌ای را امضا کند که این مناطق برخلاف خواست مردم یمن تحت‌الحمایه عربستان گردد. سرانجام در سال 1995 مقامات یمنی برخلاف خواست عمومی مردم یمن، از ادعای یمن درخصوص سه استان فوق صرف‌ نظر کردند .در این مقطع این استان‌ها (که وسعتی به اندازه سوریه دارند) به عربستان منظم گردیدند.

2.     سیطره بر تنگه باب المندب و خروج از تنگنای ژئوپولتیک انگیزه دیگر مداخله عربستان در امور داخلی کشور و ملت مظلوم یمن است. این تنگه آبراهی است که سالانه بیست هزار کشتی پهن‌پیکر از آن عبور می‌کنند که بخش قابل توجهی از آنها نفت کش هستند. اما تأثیر یمن بر معادلات بازار نفت صرفاً در ترانزیت نفت از باب‌المندب خلاصه نمی‌شود: با توجه به موقعیت جغرافیایی یمن، یعنی امتداد یافتن خاک این کشور به‌سمت غرب تا مرزهای عمان، این سرزمین را در تماس مستقیم با منابع نفت خلیج فارس و سواحل آن را در نزدیکی خطوط مواصلاتی دریایی به‌ویژه حمل نفت و رساندن آن به بازارهای جهانی قرار داده است. هر نیروی نظامی که بر این منطقه مسلط باشد، می‌تواند بر شاخ آفریقا و دریای سرخ استیلا یابد و حتی با بستن تنگه باب‌المندب، کانال سوئز را بی‌خاصیت کند. بر این اساس، شکل حکومت در یمن نه‌ تنها برای عربستان، بلکه برای قدرت‌های بزرگ نیز اهمیت فوق‌العاده‌ای داشته و دارد. در همین رابطه، خدمتی که دولت دست نشانده معزول یمن طی سه دهه گذشته برای سعودی‌ها و غربی‌ها انجام داد این بود که سرزمین و منابع ثروت یمن را در اختیار آنها قرار داد .

3.     در اینجا شایسته است به وضعیت زیدیهای یمن هم که دستاویز حمله ائتلاف سعودی به یمن گردید هم اشاره ای داشته باشم. قریب به 40 درصد مردم یمن شیعیان زیدی و اسماعیلی هستند که عمدتا حامی جنبش حوثی ها هستند به طوری که رسانه های غربی نیز از جنبش مزبور به جنبش میلیونی تعبیر می کنند.

خاطر نشان می گردد یمن به مدت 1200 سال توسط زیدیها مدیریت شده است. حتی در زمان تفوق امپراتوری عثمانی از سال 1750 تا 1922 حکومت یمن در دست آنها بود. تا اینکه در سال 1962 جمال عبد الناصر با اعزام 60 هزار سرباز مصری زیدیها را از قدرت برکنار و حکومت را به لائیک ها سپرد.

در سال 1978 نیز ژنرال علی عبداله صالح طی کودتایی به قدرت رسید و با رویکرد بعثی و ضد دینی به مدت 34 سال به قلع و قمع زیدیها و اسماعلیه پرداخت.

اساسا شکل گیری و تشکیل جنبش حوثی معلول پروژه حکومتهای وقت برای ریشه کنی موجودیت و نمادهای اسلامی و مذهبی زیدیه در دهه 80  بود که از سوی آمریکا و شوروی و عربستان حمایت می شد.

هدف بزرگ زیدیها در زمان جنگ سرد دفاع از حقوق اولیه برای حفظ حیات و حفاظت از استقلال یمن در مقابل قدرتها و مظالم دیکتاتوری حاکم بود.

متعاقب 11 سپتامبر و باز شدن پای صهیونیستها  و آمریکا به یمن جنبش حوثی و زیدیها بیش از پیش مقاومت نشان داد و به همین دلیل آنها از سال 2004 تا 2010 مجموعا 6 بار مورد تهاجم و جنگ قرار گرفتند. در این مدت سعودیها حمایت همه جانبه ای از دولت کودتایی یمن نمودند. غربی ها و صهیونیستها نیز کمک شایان توجهی به دیکتاتوری یمن کردند.

با اوج گیری بیداری اسلامی و انقلاب پرشکوه ملت یمن سرانجام علی عبدالله صالح رئیس دولت کودتایی یمن به عربستان فرار کرد و با نفوذ تام آمریکا و عربستان ژنرال منصور هادی معاون صالح به عنوان شو انتخاباتی یک نفره رئیس جمهور یمن شد. اما او به دلیل فقدان پایگاه مردمی صددرصد به بیگانگان وابسته بود وبا تشدید موج بیداری اسلامی در منطقه و یمن و حمایت ملت از زیدیها برای حضور در دولت و مقابله سعودی با حضور ایشان در دولتی ائتلافی ، سرانجام منصور هادی ازبا تسلیم استعفای رسمی از ریاست جمهوری کناره گرفت و به این ترتیب جنبش چهار دهه ای حوثی ها با بهره گیری از انباشت فکری-سیاسی 1200 ساله و با حمایت تام اهل زیدیه و اسماعلیه و بخش های گسترده ای از اقوام و عشایر و خصوصا اهل سنت یمن با مشارکت نسبت به پرکردن خلا قدرت و ایجاد دولتی فراگیر و ملی اقدام نمودند.

4.      سلطه گران به دلیل ترس شدید از احتمال روی کارامدن دولتی فراگیر ، ملی و مستقل در یمن و برای خروج از بن بست ژئوپولتیک با همفکری و مستشاری آمریکا جنگی ظالمانه علیه ملت یمن را سازماندهی و آغاز کردند . محصول تجاوز بی رحمانه عربستان سعودی علیه ملت مظلوم یمن  کشته شدن صدها کودک و زن و تخریب امکانات زیربنایی از جمله کارخانجات ، پل ها و فرودگاهها ، بیمارستانها وراه های این کشور است . اقدام دیگر سعودی تقویت مواضع و وتسلیح نظامی وکمک مستقیم به توسعه سرزمینی تروریستهای چون القاعده و گروههای تفکیری در سرزمین یمن است.

در این مسیر شمار زیادی از تروریستهای داعش از مناطق گوناگون از جمله سوریه و عراق و غیره با هزینه هنگفت برای توسعه قتل و کشتار در خاورمیانه به یمن منتقل شدند .

در کنار این همه خسارت نگاهی هر چند گذرا به دستاوردهای حمله نظامی عربستان سعودی برای یمنی‌ها هم خالی از لطف نیست. اگر تا پیش از این حوثی‌ها 40 درصد جمعیت یمن را تشکیل می‌دادند، امروزه فرد فرد ملت یمن خود را یک حوثی و بخشی از نیروی مقاومت سراسری «انصارالله» می‌داند. دستاوردهای عملی این تجاوز را می‌توان این‌گونه برشمرد؛ اتحاد یمنی‌ها اعم از سنی و زیدی‌ها عشایر و قبائل و صد برابر شدن تنفر تاریخی یمنی‌ها از آل سعودی و متحدانش بویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی. که طراحان اصلی بحران و جنگ افروزی در خاورمیانه هستند .

5.     نکته دیگر اینکه سعودیها برای ÷یشبرد اهداف امپرالیستی خود به منظور وهابی سازی جهان اسلام وتصرف و حاکمیت بر ممالک اسلامی از یک سو و خروج از بن بست های داخلی و منطقه ای خود ساخته از طریق فرافکنی و جوسازی اتهامات واهی علیه جمهوری اسلامی ایران طرح می کنند. مارکس درست می گفت که امپریالیستها و سلطه گران برای توجیه سلطه خود به تولید ایدئولوژیهای کاذب توجیه گر اقدام می کنند و برای وهابیون سعودی هم خلق ایدئولوژی دوگانه شیعه- سنی صرفا ابزاری برای مسلط نمودن وهابیسم در جهان اسلام و سرپوش گذاشتن و توجیه سلطه ، سلطه گرانه خود بر ممالک اسلامی است که تماما از طریق رسانه های صهیونیستی و آمریکایی مورد تشویق و تقویت قرار می گیرد . براین اساس همه عقلای عالم دریافته اند که جنگ های نیابتی عربستان سعودی به دین ، ایمان ، مسلمانی و شیعه وسنی بودن ربطی ندارد. طرح دعوای جنگ های دوگانه شیعه- سنی و عجم عرب و علوی و غیر علوی ، همان کاری است که انگلیس و آمریکا با تشویق جنایتکاری چون صدام حسین در عراق و افراطیون آمریکا با همکاری عربستان در ایجاد القاعده ، طالبان وداعش در منطقه طراحی و اجرا نموده است  .

6.     اندیشمندان عرب مقیم اروپا دو دهه پیش از زوال نظامهای سلطانی خلیج فارس خبر دادند.

7.     این زوال از درون است و راه درمان آن نیز از درون. خوانندگان محترم را به مطالعه کتاب

 A Fundamental Fear ارجاع می دهم که بابی سعید متفکر عرب آن را نگاشته است.

علیرغم همه این موارد جالب است که چندی پیش رئیس جمهور آمریکا در مورد تحولات منطقه اذعان نمود مشکل کشورهای خلیج فارس ایران نیست بلکه مشکل آنها داخلی و با مردم خود است. جان کری وزیر امور خارجه نیز اذعان داشت که هیچ سندی دال بر کمک ایران به ( جنبش )حوثی( در یمن ) وجود ندارد.  لذا راه خروج سعودی از بن بست ، تن دادن به منطق صندوق رای و انتخابات است و نه متهم کردن دیگرانکشوری که تاکنون حتی یک انتخابات برگزار نکرده و حتی زنان در آن اجازه ابراز نظر ندارند نمی تواند در مورد دمکراسی های بزرگ منطقه ابراز نظر نماید .

8.     کشورهای غربی و مخالفین انقلاب اسلامی ایران خوب می دانند که قدرت جمهوری اسلامی در فقه پویا ، عرفان سازنده ، فلسفه دینامیک و فرهنگ والای ایران است نه در قدرت نظامی آن . عناصر و محورهای اساسی این جاذبه به عنوان نمونه در پیام تاریخی امام خمینی به گورباچف متبلور است. همه آثارمولونا جلال الدین و ابن سینا و فارابی و اندیشمندان معاصر مانند امام خمینی ، مرتضی مطهری و علی شریعتی به زبانهای بزرگ زنده دنیا ترجمه شده و از شرق آسیا تا غرب اروپا در حال جریان سازی است . خوانندگان عزیز را به مطالعه آثار کنت دوگوبینو سفیر فرانسه در تهران در سالهای 1860 و 1863 ارجاع می دهم. کنت که در زمان ضعف تاریخی ایران در تهران حضور داشته می نویسد : در ایران همه چیز هست. خدا ، عقل ، زندگی، هستی و نیکی. او می نویسد ایران سنگ خارایی است که امواج اقیانوس آنرا دفن کرده و زخمی نموده است. وقتی که لازم باشد بیرون آمده و دنیا را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در این باره آثار هانری کربن درباره تفکر شیعی ایرانی و میشل فوکو درباره  انقلاب اسلامی خواندنی هستند. این ظرفیت بزرگ امروز در خدمت جهان اسلام است چرا برخی از افراطیون مانند صدام حسین و مرتجعین دیگر از روی جهل و حسادت همه ثروت و هستی خود را برای مقابله با این نعمت جهان اسلام صرف می کنند. چرا ذره ای از این ثروت و توان را برای مقابله با اسرائیل یا مداخله غرب در منطقه ما به کار نمی برند. ؟

چاره این ناارامی ها در همگرایی کشورهای منطقه و در راس آنها ایران و ترکیه است. مصر ، سوریه و عراق نهفته است ودیر یا زود همه کشور ها مجبور به احاق در این روند میباشند. این همکاریی پارادایم جدید را ایجاد خواهد کرد که تصور آن اکنون دشوار است. مواضع ایران و ترکیه در حل و فصل مساله یمن بسیار نزدیک است. انتظار می رود با پایان انتخابات ترکیه  اقدامات جدی برای کمک به حل مساله یمن از سوی دو کشور انجام گیرد. طرح چهار مرحله ای آتش بس ،  ارسال کمکهای بشردوستانه ، آغاز گفتگوهای یمنی- یمنی و تشکیل دولت فراگیر وحدت ملی چهارچوب همکاری ثمر بخش دو کشور در جهت برقراری صلح و ثبات در یمن ارزیابی می گردد. 
در گروه: مقالات
عملیات: ایمیل | لینک مستقیم |